كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

784

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

يُقَلِّبُ اللَّهُ مىگرداند خداى اللَّيْلَ وَ النَّهارَ شب و روز را به رفتن و آمدن از پى يكديگر يا بنقصان يكى و زيادتى ديگرى يا متغير مىسازد احوال ايشان را به حرارت و برودت يا بنور و ظلمت إِنَّ فِي ذلِكَ به درستى كه در آنچه مذكور شد لَعِبْرَةً هرآئينه دلالتى و اعتباريست لِأُولِي الْأَبْصارِ خداوندان بصر و بصيرت را وَ اللَّهُ خَلَقَ و خداى تعالى بيافريد كُلَّ دَابَّةٍ هر جنبنده كه در زمين است مِنْ ماءٍ از آبى كه جزو ماده اوست يا از آبى مخصوص يعنى نطفه و اين بر سبيل تغليب بوده چه بعضى از حيوانات از نطفه مخلوق نيستند در تبيان از ابن عباس رض نقل مىكند كه حق سبحانه جوهرى آفريد و نظر هيبت درو افگند بگداخت و آب گشت بعضى از ان را تقليب فرمود به آتش و از ان جن بيافريد پس برخى را تقليب بباد داد و از ان ملائكه مخلوق ساخت پس تقليب نمود مقدارى را به خاك و از ان آدمى و سائر حيوانات را خلق كرد و اصل همه آبست فَمِنْهُمْ پس ازين جنبندگان مَنْ يَمْشِي كسى هست كه مىرود عَلى بَطْنِهِ بر شكم خود چون مار و ماهى و سائر هوام وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي و از ايشان كسى هست كه مىرود عَلى رِجْلَيْنِ بر دو پاى چون آدمى و مرغ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي و از ايشان هست كه مشى مىكنند عَلى أَرْبَعٍ بر چهار پاى چون وحشى و نعم و سبع و تقديم كرد آن را كه در قدرت ابلغ است و آن ماشى باشد بىآلت مشى پس آنكه به دو پاى رود و ديگر آنكه چهار قائمه دارد و از حيوانات آنكه زياده از چهار پاى دارد اعتماد او بر قوائم اربع بيش نيست يَخْلُقُ اللَّهُ مىآفريند خداى تعالى ما يَشاءُ هر چه مىخواهد از آنچه ذكر كرد و از آنچه ياد نفرمود باختلاف صور و اعضا و هيئات و حركات و قوى و افعال با وجود اتحاد عنصر و صاحب حديقه فرموده نظم اوست قادر بهر چه خواهد و خواست * و هر چه خواهد كند كه حكم او راست نقشبند برون گلها اوست نقش دان درون دلها اوست إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خداى تعالى عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ بر آفريدن همه چيزها توانا است پس هر چه خواهد بيافريند لَقَدْ أَنْزَلْنا بتحقيق كه فروفرستاديم آياتٍ مُبَيِّناتٍ آيتهاى روشن كرده و هويدا وَ اللَّهُ يَهْدِي و خداى راه نمايد مَنْ يَشاءُ هرك را خواهد بسبب تفكر در ان آيات إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ به راهى راست و درست كه طريق بهشت است آورده‌اند كه ميان بشر منافق و يهودى خصومت افتاد يهودى گفت بيا تا محاكمه را بمحكمه محمد ص بريم منافق گفت مرافعه بكعب بن اشرف عرض مىكنيم حق سبحانه آيت فرستاد كه وَ يَقُولُونَ و مىگويند منافقان كه ما آمَنَّا بِاللَّهِ گرويده‌ايم به خداى تعالى وَ بِالرَّسُولِ و بفرستاده او وَ أَطَعْنا و فرمانبردارى كرديم هر دو را ثُمَّ يَتَوَلَّى پس مىگروند فَرِيقٌ مِنْهُمْ گروهى از ايشان و امتناع مىنمايند از قبول حكم مِنْ بَعْدِ ذلِكَ از پس اقرار بايمان و اطاعت وَ ما أُولئِكَ و نيستند آن گروه بِالْمُؤْمِنِينَ گرويدگان مخلص يا ثابت بر ايمان و گويند ميان مرتضى على رض و مغيره بن وائل مخاصمه بود در آب و زمينى چنانچه على مرتضى رض خواست كه او را نزد رسول برد ميسر نشد مغيره گفت او براى تو حكم خواهد كرد كه عم‌زاده اوئى زيرا كه آن ملعون دانسته كه حق بجانب . مرتضى على رض است و محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم حق خواهد فرمود حق تعالى آيت فرستاد كه اقرار بايمان و فرمانبردارى مىكنند و از حكم خدا و رسول ص سر مىپيچند و روى مىتابند .